ـــ«من خوشحالم فیلمی ساخته ام که مردم از آن استقبال کرده اند و تمام هدف من همین بود. اینکه من را به کار با لیبرال ها متهم می کنند و شریفی نیا متهم به کار کردن با چماقدارها می شود، مسئله مهمی نیست. من خوشحالم که توانستم هم به روشنفکرها و هم به متحجرها تودهنی بزنم.»
این دهنمکی است که با شما سخن می گوید . رزمنده دهه 60 و انصار اواخر دهه 70 و اویل دهه 80 و فیلمساز دهه 80. از جمله کسانی که برای اکران فیلم «سیاوش» و «آدم برفی» در زمان اکرانشان آن همه وا ارزشها و وا اسلاما سر می دادند و به سینما میرختند... .
زمانی که اهل فرهنگ می گفتند با مسائل فرهنگی باید با ظرافت و حساسیت برخورد شود گویا او نمیشنید ، اما خود او بشکلی بسیار مثبتر از آنچه بوده تحول زندگی اجتماعی اش را بیان یا بهتر بگوییم اعتراف می کند:
«من زمانی حرف هایم را داد می زدم. زمانی رسید که آنها را نوشتم. در دوره ای دیگر مستند ساختم و حالا همان حرف ها را به فیلم تبدیل می کنم. »
پس از سالها ! اما خوشحالم ...
ـــ صحبتها راجع به اخراجی ها و کارگردان ماجراجوی آن باعث شد که به دیدن فیلم برم.
نحوه استقبال مردم و حتی محتوی فیلم مرا به یاد فیلم "مارمولک" انداخت. بگذریم از اینکه تبریزی و سابقه او در حرفه سینما به هیچ وجه با دهنمکی قابل مقایسه نیست و این امر در اجرای بسیار ضعیف اخراجیها نسبت به مارمولک خود را نشان میدهد.
اما در ایده هماهنگ است: «برای جذب مخاطب خودمان را زیر سوال ببریم». این ایده نیز بی دلیل انتخاب نمی شود. مردمی که سالها از روحانی و بسیجی و حزب اللهی و مذهبی و ... در سیما و سینما چیزی جز فرشتگانی که معصوم از مادر زاده شدهاند ومعصوم از دنیا می روند چیزی نشنیده و ندیده اند و دیدن و شنیدن تضادهایی در متن جامعه (شایعه یا واقعیت) ذهنیتهای منفی برایشان ایجاد کرده دیدن این فیلمها میتواند مسکنی برایشان باشد و مسکن نیز جذاب و آرام بخش و بعضا شادی آور! است.
ـــ با همه این اوصاف ساخت این فیلمها مثبت است و باید آن را به فال نیک گرفت و از اینکه دهنمکی و همفکرانش به این نکته پی بردهاند که همه چیز سیاه یا سفید نیست و تغییر فرهنگ جامعه فقط بوسیله ابزار فرهنگی امکان پذیر است و نه دستور و زور، خود قابل تحصین است.

